دوره و شماره: دوره 6، شماره 19، تابستان 1404 

ارزیابی الزامات، روندها و ساختارهای تأسیس مدرسه هوشمند در دوره ابتدایی: مرور سیستماتیک تجارب بین المللی

صفحه 1-30

https://doi.org/10.22054/qric.2025.87671.428

مصطفی قادری

چکیده مدارس هوشمند مدارسی هستند که با به کارگیری فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، و یادگیری تطبیقی، میتوانند کمیت و کیفیت یاددهی - یادگیری را بهبود بخشند. این مقاله الزامات، روندها و ساختارهای ضروری برای تأسیس مدارس هوشمند در دوره ابتدایی را بررسی می کند و با استناد به مطالعات معتبر بین لمللی، راهکارهایی برای اجرای موفقیت آمیز مدارس هوشمند ارائه می دهد. در این پژوهش روش مرور سیستماتیک با رویکرد PRISMA و روش کدگذاری موضوعی به کار رفته است. مراحل اجرا شامل جستجوی اولیه با کلمات کلیدی مدرسه ابتدایی، هوش مصنوعی، مدرسه هوشمند، معلم، دانش آموز، مدیر بود که در این مرحله۶۱۰ مقاله از 7 پایگاه داده معتبر IEEE, Science Direct, Web of Science ، Springer، Elsevier ، Scopus اتخاب شدند. پس از دریافت فایل RIS مقالات در مرحله غربالگری معیارهای ورود و خروج مقالات بر اساس ارتباط موضوعی، بازه زمانی و مقطع تحصیلی تعیین شدند و مقالات در بازه زمانی ۲۰۱۹-۲۰۲۴، تمرکز موضوعی بر دوره ابتدایی و مدارس هوشمند به عنوان معیار انتخاب شدند. غربال نهایی مقالات با بررسی متن کامل آنها با انتخاب ۲۸ مقاله با بالاترین کیفیت و ارتباط موضوعی به پایان رسید. یافته های تحقیق نشان داد که چهار مولفه ی کلیدی برای راه اندازی مدارس هوشمند ضروری هستند:۱) زیرساخت‌های فناوری، ۲) آماده‌سازی معلمان، ۳) توانمندسازی دانش‌آموزان، و ۴) شایستگی‌های مدیریتی که جزئیات آنها در مقاله آمده است.

دیدگاه معلمان ابتدایی نسبت به تغییرات برنامه درسی ریاضی ‏پایه سوم دبستان

صفحه 31-70

https://doi.org/10.22054/qric.2026.88305.433

زهرا رحیمی میلاشی، محبوبه عارفی، محمود ابوالقاسمی

چکیده پژوهش حاضر باهدف شناسایی دیدگاه معلمان پایه سوم ابتدایی نسبت به تغییرات برنامه درسی ریاضی در ‏پنج سال اخیر است. در این پژوهش، تعداد 10 نفر مشارکت‌کننده معلم از منطقه ۵ شهر تهران در سال ‏تحصیلی 1403-1404 با توجه به معیارهایی چون تجربه زیسته در تدریس پایه سوم ابتدایی و سابقه کاری ‏مرتبط، از طریق شیوه گلوله برفی انتخاب و برای مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته در چارچوب رویکرد ‏پدیدارشناسی دعوت شدند. داده‌ها نیز با روش گام‌به‌گام کلایزی و نرم‌افزار ‏MAXQDA‏ تحلیل گردید. ‏یافته‌ها نشان داد که معلمان، تغییرات برنامه را از نظر کاربردی‌تر شدن مفاهیم، افزایش فعالیت‌های گروهی ‏و مشارکتی و تأکید بر حل مسأله و فعالیت‌های بازی محور مثبت ارزیابی می‌کنند اما با چالش‌هایی همچون ‏حجم بالای مطالب نسبت به زمان تدریس، سازمان‌دهی ضعیف برخی محتواها، کمبود منابع و راهنمایی‌های ‏پشتیبان، عدم تناسب برخی مباحث با سطح سنی و ضعف آموزش ضمن خدمت مواجه هستند. همچنین ‏موانع ساختاری و اجرایی مانند کمبود امکانات فیزیکی، تراکم بالای کلاس، ضعف حمایت مدیریتی و ‏مقاومت خانواده‌ها ازجمله محدودیت‌های اصلی اجرای موفق برنامه است. این نتایج بر اهمیت درک ‏دیدگاه‌ها و تجربیات معلمان برای طراحی و اجرای موثرتر تغییرات آتی در برنامه درسی تأکید می‌کند.‌‏

مبانی فلسفی اسلامی برنامه‌ ریزی درسی در دوره متوسطه

صفحه 71-97

https://doi.org/10.22054/qric.2025.87350.422

حسن ملکی، وحید پوراصفهانی

چکیده پژوهش حاضر، به کاوش مبانی فلسفی اسلامی برنامه‌ریزی درسی در دوره متوسطه پرداخت‌. این مطالعه به روش مرور نظام‌مند با استفاده از راهبرد پریزما انجام شد. جامعه آماری شامل ۵۸ مقاله منتشر شده بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی (۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ شمسی) بود که پس از غربالگری، در نهایت ۲۱ مقاله مرتبط به عنوان نمونه انتخاب شدند. اعتبار یافته‌ها؛ با معیارهای مقبولیت، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل NCT شامل سه مرحله توجه، گردآوری و تفکر بررسی شد. یافته‌ها نشان دادند که مبانی فلسفی اسلامی موثر در برنامه‌ریزی درسی شامل؛ توحید، کرامت انسانی و فطرت الهی، معاد و هدفمندی حیات، اجتماع‌محوری، تلفیق ابعاد علمی، اخلاقی و فرهنگی، رشد اخلاقی و معنویت، عدالت آموزشی، نیازمحوری معنوی و تلفیق عقلانیت و معنویت هستند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد؛ طراحی برنامه‌ درسی در دوره متوسطه شایسته است؛ بر پایه الگوهای بومی و اسلامی انجام شود و همزمان بتواند میان ارزش‌های سنتی و نیازهای معاصر پیوندی معنادار برقرار کند. چنین رویکردی، زمینه‌ساز تربیت نسلی متعادل، اخلاق‌محور و دارای هویت فرهنگی پایدار بوده و از نظر نظری و کاربردی، به ارتقای کیفیت برنامه‌های درسی و پاسخ‌گویی به چالش‌های فرهنگی و تربیتی جامعه کمک می‌کند.

شکل‌گیری هویت حرفه‌ای دانشجو معلمان در برنامه درسی تربیت‌معلم پیش از خدمت

صفحه 99-132

https://doi.org/10.22054/qric.2025.89729.452

عبدالسعید محمدشفیعی، محمود مهرمحمدی، ابراهیم طلایی، هاشم فردانش

چکیده زمینه و هدف: هویت حرفه‌ای دانشجو معلمان، مفهومی پویا و چندبعدی است که نقش مهمی در کیفیت آموزش و نگرش‌های تدریسی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر باهدف مرور نظام‌مند و مقایسه مطالعات داخلی و بین‌المللی در زمینه فرایند شکل‌گیری هویت حرفه‌ای دانشجو معلمان، عوامل مؤثر، چالش‌ها، فرصت‌ها و شکاف‌های پژوهشی انجام شده است. روش‌ها: با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط، جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داخلی و بین‌المللی انجام گرفت. فرایند انتخاب بر اساس چارچوب PRISMA شامل چهار مرحله شناسایی، غربالگری، بررسی صلاحیت و ورود نهایی بود. معیارهای ورود شامل تمرکز بر هویت حرفه‌ای دانشجو معلمان، بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ برای مطالعات داخلی و ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ برای منابع بین‌المللی، و کیفیت مناسب روش‌شناسی بود. در مجموع، ۶۷ مقاله (۱۵ داخلی و ۵۲ بین‌المللی) تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها با روش محتوای قیاسی–استقرایی و ارزیابی کیفیت با ابزارهای CASP و MMAT انجام شد. یافته‌ها: مطالعات بین‌المللی بیشتر بر هیجان، عاملیت و خودکارآمدی فردی تمرکز دارند، درحالی‌که مطالعات داخلی بر ساختارهای رسمی، ارزش‌های فرهنگی و دینی تأکید دارند. نقش کارورزی، تعاملات اجتماعی و ابعاد شناختی–هیجانی در هر دو حوزه مهم تلقی شده است. شکاف میان آموزش نظری و عمل، نگرش منفی به حرفه، و نبود انسجام نظری، چالش‌های مشترک محسوب می‌شوند. نتیجه‌گیری: تقویت هویت حرفه‌ای دانشجو معلمان نیازمند تلفیق تجربه عملی، حمایت اجتماعی و توجه به زمینه‌های بومی–جهانی است. پژوهش‌های آینده باید به مطالعات طولی، مداخلات نوآورانه و عوامل کلان اجتماعی–سیاسی توجه بیشتری داشته باشند.

بررسی پدیدارشناختی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی درباره چالش‌های ارزشیابی آنلاین در بستر آموزش مجازی

صفحه 133-154

https://doi.org/10.22054/qric.2025.85690.413

زهرا تقوی، هادی پورشافعی، فائزه سورگی، اعظم محمدی متین

چکیده با توسعه روزافزون آموزش مجازی، ارزشیابی آنلاین به یکی از چالش‌های اساسی در فرایند یاددهی–یادگیری تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از چالش‌های ارزشیابی آنلاین در بستر آموزش مجازی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی صورت گرفته است. مشارکت‌کنندگان شامل معلمان ابتدایی شهر بیرجند بودند که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار مناسب تحلیل شد. نتایج نشان داد که ارزشیابی آنلاین با چالش‌هایی نظیر فقدان نظارت کافی، افزایش تقلب، ضعف زیرساخت‌های فناورانه، کمبود سواد دیجیتال در میان معلمان و دانش‌آموزان، و کاهش تعاملات آموزشی همراه است. همچنین، محدودیت دسترسی به اینترنت و ابزارهای هوشمند بر کیفیت ارزشیابی تأثیر منفی گذاشته است. با این حال، برخی مزایای این شیوه ارزشیابی از جمله انعطاف‌پذیری زمانی، کاهش هزینه‌ها، و امکان تنوع در شیوه‌های سنجش نیز مورد توجه معلمان قرار گرفت. بر اساس یافته‌ها، تقویت زیرساخت‌ها، آموزش سواد دیجیتال، و طراحی نظام‌های ارزشیابی ترکیبی و فناورمحور می‌تواند به بهبود کیفیت ارزشیابی آنلاین کمک کند. نتایج این پژوهش می‌تواند به سیاست‌گذاران آموزشی در تدوین راهکارهایی برای ارتقای کیفیت ارزشیابی در محیط‌های مجازی یاری رساند.

آثار اجرای طرح «برنامه ویژه مدرسه» با تأکید بر آموزش مطالعات اجتماعی

صفحه 155-180

https://doi.org/10.22054/qric.2025.87620.431

رسول شریفی نجف آبادی، ناهید ایران نژاد نجف آبادی

چکیده در تدوین برنامه درسی ملی به موضوع بومی‌سازی اهمیت ویژه‌ای داده شده و براین اساس طرح «برنامه ویژه مدرسه» به مرحله اجرا در آمده است. برنامه مذکور به مدارس اجازه می‌دهد بخشی از ساعات درسی را به طراحی و اجرای محتوای محلی اختصاص دهند. این پژوهش کاربردی با هدف بررسی آثار اجرای این طرح و به روش کیفیِ قیاسی صورت گرفته است. به این منظور محتوای بومی در زمینه مطالعات اجتماعی تهیه شده و به 87 معلم پایه چهارم ابتدایی شهرستان نجف‌آباد جهت تدریس به روش کاوشگری عرضه شده است. ۱۷ معلم داوطلب شده و طی سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ این فعالیت را تحت نظر پژوهشگران به انجام رساندند. در پایان، با انجام مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، دیدگاه‌های معلمان گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA2018 کدگذاری، مقوله بندی و تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که این برنامه تأثیرات مثبت شناختی، عاطفی و اجتماعی بر دانش‌آموزان گذاشته و زمینه مشارکت آنان را در یادگیری مطالعات اجتماعی افزایش داده است. در مقابل، مشکلاتی مانند مقاومت برخی از دانش‌آموزان و خانواده‌ها، دشواری در مدیریت کلاس و عدم همکاری تعدادی از نهادهای محلی را در پی داشته است. از آنجایی که مشخص شد آموزش بوم محور در خارج از مدرسه می‌تواند مکمل آموزش رسمی مدرسه‌ای محسوب شود؛ توصیه می شود زمینه آشنایی دانش آموزان، خانواده ها و نهادهای محلی با این طرح فراهم شده و توجیهات لازم صورت گیرد.